مجتبى ملكى اصفهانى

291

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

6 - حكم فعلى . هرگاه مقتضى براى حكم موجود و بعض شرايط نيز موجود و مانعى هم وجود نداشته باشد و حكم نيز انشا شده باشد و اراده‌ى جدى نيز به الزام تعلق گرفته باشد ، حكم فعلى است . به عنوان « ابتلاء و عدم ابتلاء » رجوع شود . البته در اين مرحله ، هنوز حكم منجّز نشده است و ترك آن موجب عقاب نخواهد بود ، زيرا هنوز مكلف به آن التفات و توجه پيدا نكرده است ، ولى در عين حال ، اطلاق حكم بر اين مرحله حقيقى است . 7 - حكم منجّز . هرگاه سه مرحله‌ى اقتضا ، انشا و فعليّت تحقق يابد و مكلف هم به حكم التفات پيدا كند ، حكم نسبت به مكلف تنجّز يافته و ترك آن موجب عقاب خواهد بود . « 1 » 8 - حكم مولوى . به عنوان « امر » رجوع شود . 9 - حكم واقعى اولى . حكمى است كه بر افعال و ذوات به عناوين اولى آنها كه بدون قيد عنوان ثانوى و قيد شك در حكم واقعى است ، جعل شود . مانند وجوب نماز صبح و حرمت شراب‌خوارى . 10 - حكم واقعى ثانوى . حكمى است كه بر موضوعى با قيد اضطرار جعل مىشود . مانند جواز افطار روزه‌ى ماه رمضان براى انسان مريض و جواز نماز با تيمم براى شخصى كه براى وضو گرفتن عذر دارد . 11 - حكم وضعى . هر حكمى كه از طرف شارع وضع شود و از اقسام حكم تكليفى نباشد ، حكم وضعى نام دارد ؛ به عبارت ديگر : احكام وضعى

--> ( 1 ) اصطلاحات الاصول ، ص 122 .